رمان دانلود | بروز ترین مرجع دانلود رمان

دانلود رمان وقتی پلیس شدم (موبایل و PDF)

14529707084

سلام

شرمنده این چند وقت امتحانات نمیتونم خیلی پست بزارم اما رمان های درخواستی رو حتما قرار میدم

ممنون که هستید

“محمد”

نوشته: سهیلا حبیبی پور

درخواستی دوستان

خلاصه:

دختری به نام ستاره که به یه دلیلی ظاهر و هویتشو عوض میکنه تا وارد نیروی پلیس بشه و ماجراهایی میسازه تو نیروی پلیس که کلی کل کل، خنده، هیجان، عشق، پلیس بازی و درام رو تو زندگیش میاره و اما بالاخره به هدفی که بخاطرش این همه دردسر رو به جون میخره میرسه یا نه؟با دختر شیطون ما همراه باشین تا بفهمین چی میشه ماجرا!…پایان خوش

 

دانلود رمان وحشی اما دلبر (موبایل و PDF)

14529707084

نویسنده:مهلا علی راد

  • درخواستی کاربران

خلاصه:

اگر خاندانم نفرین شده…اگر انگشت نمای خاص و عام شدیم…اگر پدرم زنا کار بوده…اگر مادرم خیانتکار بوده….اگر برادرم از دوری یار در خیابان ها نفس های آخرش را کشید…غمی نیست…اندوهی نیست…زجری نیست…دردی نیست…اما…

خواهرم را …پاره ی تنم را…تنها دلیل زندگیم را…وجودم را…نابودش کرد…پر پرش کرد..دلش را شکست و او را گرفتش….از من…از منی که جنسم از سنگ است…از منی که بی احساس تر از آهنم…از منی که سنگدل تر از شیطانم…

آتشم زد…آتشش میزنم….نابودم کرد…نابودش میکنم…جگرم را خون کرد…جگرش را خون میکنم…پست فطرت امیدم را گرفت …کمرش را خم میکنم….

قلبم را تکه تکه کرد…بند بند وجودم را لرزاند…زمینم زد…بی انصاف..زندگیم را جهنم کرد…پس چرا من نکنم!!

لعنت …لعنت به تو که چشمانم را از نفرت.. خون کردی…لعنت به تو که خوی وحشی ام را برگرداندی…

من شینا…فرزند ارشد خاندان سلطنتی و بزرگ جهانگیر.. قسم میخورم به اجدادم… روزی بر زمینت خواهم زد…

تیر من رها میشود…تیری که روزی جگرت را خون میکند…و به جایی نخواهد نشست جز….

قلبـــــــــــــت….

دانلود رمان نفس نفس دل (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: سحر معتمد پور

خلاصه :

دختری از جنس غم …دختری رنج دیده و محکوم شده …دختری که از تمام علایقش گذشته…از زندگیش گذشته …از خودش…و قلبش…وفقط به یه نفر فکر میکنه ..به یه شخص ..به یه آدم…به یه پسر..
تمام قصدو تیتش شده انتقام ..شده تاوان … عسل دخترک این قصه به خاطر دلایلی از خانوادش رونده شده وحالا درطی چندین سال داره تاوان کارهای نکردشو پس میده ولی هیچوقت نمیتونه نفرت و اون حس انتقامی رو که تو وجودش رخنه کرده رو نادیده بگیره و در آخر دست به کار میشه…..

قسمتی از رمان:

من تو این زندگی یاد گرفتم به هر سلامی جواب ندم و به هر کسی سلام نکنم..یاد گرفتم که به کسی اعتماد نکنم ..یاد گرفتم که چشم پوشی از واقعیت ها اونارو تغییر نمیده ..یاد گرفتم که نباید مهربون بود..نباید دل نازک بود نباید از شیشه بود..یاد گرفتم برای کسی کهبه هیچ عنوان قادربه کمک بهم نیست دعا نکنم..یاد گرقتم که راه رفتن کنار پدرم تو کودکیم شگفت انگیزترین چیز تو بزرگ سالیه..یادگرفتم که فرصت ها هیچوقت از بین نمیرن بلکه این ادمهای اطرافمون هستن که اونارو ازما میگیرن
یاد گرفتم که زندگی دشواره اما من ازون سخت ترم..یادگرفتم که این عشقه که زخمهارو شفا میده نه زمان..و …
ودر عوض همه ی این یاد گرفتن ها دلمو دادم وخدامو پس گرفتم.
خدایـــا.. دلمو کسایی شکستن که هرگز دلم به شکستن دلشون راضی نمیشد..این رسمش نبود خــدااا ..

دانلود رمان با تو هرگز (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: samira16

این رمان جلد دوم داره .

خلاصه:

سوگند دختریه که به خاطر خانواده واطرافیان مجبور به ازدواج با دانیالی شده که ازش متنفره(بنابر دلایلی) او قسم خورده دانیال را پشیمان از ازدواج با خودش بکند ودانیال نیز قسم خورده تا او را عاشق خود کند …..ادامه ای که کسی حدسش را نمیتواند بزند

سخن نویسنده:

من امروز اولین رمانم و شروع میکنم اسمش با تو هرگز داستانش از زبان یه دختر لجباز ویکدنده به اسم سوگنده که شخصیت اصلی داستانه.

دانلود رمان قبل از شروع (موبایل و PDF)

14529707084

نویسنده: مهسا زهیری

تعداد صفحات: ۱۵۰

خلاصه ای ار داستان رمان:

داستان در مورد دختری به اسم نارینه است که خواهر ناتنیش در شرف ازدواج با فرشید است .پسری که عموی بسیار ثروتمندی داره که تنها ۶ سال از خودش بزرگتره و همه جوره تکه . نارینه گرچه از مادر با خواهر و برادرش جداست اما فامیلیه متفاوتی با اونها هم داره!و همین سبب میشه که عموی نامزد خواهرش ،آدلان سر این موضوع اونو به هم بریزه!
کسی در اون عمارت خواهان نارینه نیست و آدلان با آزارو کل کل هاش بیشتر روزگار رو برای نارینه سخت کرده
نارینه که حس مخفی متفاوتی نسبت به ادلان داره سعی میکنه که خودش رو با پرورش ماهی سرگرم کنه ولی احتیاج به راهنما داره که اونو هم ادلان براش پیدا میکنه
به نظر میرسه ادلان هم عاشق نارینه ی بداخلاق و لجوج شده اما واقعا این عشقه؟…..

دانلود رمان بادیگارد (موبایل و PDF)

145297207082

نویسنده : sholaliz

منبع: نودهشتیا

قسمتی از این رمان زیبا :

آروم کلید رو توی قفل چرخوندم و درو یواش باز کردم. همهجا تاریک بود، احتمالا همه خوابیده بودن. کفشامو در آوردم و پاورچین پاورچین رفتم سمت پله. همین که پامو روی اولین پله گذاشتم چراغ هال روشن شد. آروم سرمو چرخوندم و عقبو نگاه کردم، درست حدس زده بودم، بابام بود.

بابا: تا حالا کجا بودی؟
من: کجا بودم؟ جایی که همیشه میرم. پارتی.
بابا: یه نگاه به ساعتت انداختی؟
من: نه.
بعد یه نگاه به ساعتم انداختم و گفتم: سالمه که.
بابا چپ چپ نگاهم کرد.
من: خوب حالا که چی؟
بابا: کجا رفته بودی؟ بادیگارد رو باز چرا پیچوندی؟
من: دلم می خواد، دوست ندارم یکی مثل کنه بهم بچسبه.
بابا: مگه من هزار بار نگفتم که بیرون برای تو خطرناکه؟ چرا حرف گوش نمیکنی؟
من: منم هزار بار گفتم که میتونم از خودم حمایت کنم، احتیاجی به سگاتون نیست که پشت سر من راه بندازید.
بابا: درست حرف بزن. با پدرت اینجور صحبت میکنی؟
من: من پدری ندارم.

دانلود رمان آرام در تنهایی (موبایل و PDF)

14529707083

نویسنده h.esmaeili کابر انجمن نگاه دانلود

خلاصه از زبان نویسنده رمان

امروز تصمیم گرفتم راجع به یه دختر بی پناه،یا شایدم تنهاو یا شایدم بی کس بنویسم.یه دختر واقعا تنها.دختری که شاید از کل دنیا یه پدر بی رحم رو داشته باشه!یه پدری که دخترش براش هیچ اهمیتی نداشته باشه..
داستان ما راجع به یه دختره.دختری بنام آرام.دختر نوزده ساله ی تنها.دختری که پدرش روش شرط بندی میکنه.توسط پدرش به یه غریبه فروخته میشه.مادرش رو از دست داده و تنها خواهرش با همسرش از ایران رفته.دختر داستان ما شاید بی پناه و تنها باشه ولی زرنگ تر ازاون چیزیه که بذاره پدرش زندگیشو تباه کنه.پس دوراه بیشتر نداره.یکی اینکه به دست یه غریبه نامردبیوفته.یااینکه از زندگیش فرار کنه و پناه ببره به یه غریبه آشنا!!!کدوم راه رو انتخاب میکنه؟؟؟؟
آرامـــــــــــ در تنهـــــــــــــــایی
حدیثه اسماعیلی!

دانلود رمان دریا (موبایل و PDF)

14529707085

نوشته fara کاربر نگاه دانلود

خلاصه:

رمان درمورد دختری به اسم دریاست که بعداز۱۸سال خانواده واقعیش پیداش می کنن ومجبورمی شه باهاشون زندگی کنه وبرادرش به دلیلی که دریانمی دونه ازش متنفره ومدام اذیتش می کنه ودراین میان حس های زیادی ازجمله تحقیر،نفرت وعشق رو تجربه میکنه

دانلود رمان ازدواج توتیا (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته نیلوفر قائمی فر

مقدمه ی نویسنده راجب رمان ازداج توتیا:

گاهی تو زندگی نمیدونی انتخابت درسته یا نه ، نمیدونی عکس العملت عاقلانه است یا نه ، جای عقلت غرورت تصمیم میگیره ، نفرتت راهت رو نشون میده و انتقام مثل یه ویروس تموم جونتو میگیره اما زهی خیال باطل که این حس کینه جویی اول از همه به خودت ضربه وارد میکنه…!
وقتی دل آدم سیاه بشه چشماش به خیلی چیزا بسته میشه مثل معرفت ، مثل عشق ، مثل عقل …!
گاهی میدونی داری راه رو اشتباه میری ، زجر میکشی ولی میگی غرورمو شکوندن ، فکر میکنی با لج بازی داری تلافی میکنی ولی خبرنداری که لج بازی تو زندگی چاقوی دولبه است ، هر وَرِشُ که بگیری دست خودتم میبره!
من توتیا دختر کوچیک جعفر آقا درست عین عقل کل خونواده همیشه حرفام و تصمیماتم درست بود اما یه امتحان کوچیک یه تصمیم بزرگ یه غرور کاذب …. زندگی منو زیر و رو کرد اونقدر که یه توتیا شد و یه آینه عبرت …

دانلود رمان شعله شب (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته Miss Farnoosh کاربر انجمن نگاه دانلود

خلاصه : گیسو موحد ، به دلیل اتفاقات مجهول گذشته با خودِ واقعیش تفاوت زیادی پیدا کرده.در این بین چیزهای زیادی از دست رفته؛چیزهایی که بازگشتشون محال به نظر میرسه!
اما ماه همیشه پشت ابر پنهون نمیمونه! با روشن شدن جریانات گیسو قدم در راهی نامعلوم میذاره،
راهی که همه چیز رو عوض میکنه! همه چیـز! . . .

ژانر: مضمون اصلی ماجرا انتقامِ… یه انتقام تلخ که شیرینی زندگی رو دریغ کرده. و شاید… عشق! “شــایـد هم . . .!

Scroll To Top