رمان دانلود | بروز ترین مرجع دانلود رمان

دانلود رمان پرهام (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:خاطره حیدری

فرمت رمان:  pdf,apk,java,epub

درخواستی کاربران

خلاصه :

در باغ نشسته بود و در افکارش غرق شده بود. نمی دانست که چطور به اینجا رسیده بود ولی دوست داشت هرچیزی که به آن رسیده یا نرسیده بود دوست می داشت. از آن موقع که چشم باز کرده بود در عمارت بزرگ یکی از پولدارترین مردان تهران با پدر و مادرش به عنوان سرایدار زندگی می کرد.پدر و مادرش تمام جوانیشان را….

 

صفحه ی اول رمان:

در باغ نشسته بود و در افکارش غرق شده بود. نمی دانست که چطور به اینجا رسیده بود ولی دوست داشت هرچیزی که به آن رسیده یا نرسیده بود دوست می داشت. از آن موقع که چشم باز کرده بود در عمارت بزرگ یکی از پولدارترین مردان تهران با پدر و مادرش به عنوان سرایدار زندگی می کرد.پدر و مادرش تمام جوانیشان را در این خانه سپری کرده بودند و چه چیزها که از این مرد نشنیده بودند ولی برای آسایش تنها فرزندشان مشقت ها را قبول کرده بودند و حالا بعد از ، از دست دادن پدرش این او بود که می بایست هم وظیفه ی پدر را به دوش می کشید و هم از مادر مراقبت می کرد. ولی ای کاش که همه چیز به همین چیزها ختم می شد ولی حرف دیگری هم بود که هیچ وقت جرئت گفتن آن را نداشت. در همین افکار غوطه ور بود که صداهای خنده هایش به گوشش رسید. گویی مست شده بود و چیز دیگری را نمی شنید. آن قدر حواسش پرت شده بود که آمدن آن ها را که در مقابلش ایستاده بودند را حس نمی کرد. ناگهان چشمش به آنها افتاد و خیلی سریع بلند شد و خود را پیدا کرد و گفت:

 

دانلود رمان مهمان زندگی (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: فرشته ملک زاده

ژانر:همخونه ای ،عاشقانه،دانشگاهی ،فوق العاده کل کلی و پراز رمز و راز…..

خلاصه:

سایه دختری مهربان و جذاب پر از غرور و لجبازی است .وجودش سرشار از عشق به خانواده است ،خانواده ای که ناخواسته با یک تصمیم اشتباه در گذشته همه آینده او را دستخوش تغییر میکنند….. پایان خوش

 

مقدمه :

در کوچه پس کوچه های محله احساس

به دنبال ردی از ترنم شعرتو!

پا برهنه بر روی شنهای داغ غرور

برای یافتن شکوفه ای ازباغ عشقت

قاصدکهای امید را یک به یک پر دادم

تا شاید بشنوم آهنگ پر طنین صدایت را ……..
ای آرام از من گرفته !……..

دانلود رمان گمشده (PDF)

14529707084

نویسنده:زهرا اسدی

درخواستی کاربران

خلاصه:

با ظهور علائم بهبودی در ژاله دختر بیماری که در یک آسایشگاه روانی بستری است دکتر صالحی مدیر آسایشگاه ترغیب میشود دست نوشته های او را بخواند که از راز وحشتناک زندگی ژاله پرده بر میدارد و متوجه میشود این دختر بیمار برای دفاع از پاکدامنیش و تحت شکنجه های زیاد دچار بیماری روانی شده از سوی دیگر همسر دکتر نیز با شنیدن این سرگذشت سخت به ژاله علاقه مند شده و از او میخواهدکه برای زندگی به خانه آنها برود ولی با بازگشت فرزندان دکتر ….

بخشی از این رمان :

اتومبیل طوسی رنگ با پلاك سفید وپنج رقمی مسیر خارج شهر را در پیش گرفت وهمراه با دو سرنشین مرموزش همچنان به پیش می رفت . مرد میانسالی که از ظاهر خوبی برخوردار بود ، پشت فرمان نشسته وآنرا هدایت میکرد .

سکوت محضی بر فضاي کوچک اتومبیل حکمفرما بود و جز صداي آرام موتور وسایش چرخها بر سطح آسفالت صداي دیگري بگوش نمی رسید . تابش شعاع گرمی بخش خورشید که بصورت مایل می تابید نشان میداد که هنوز چند ساعتی به رسیدن ظهر باقیست . نسیم خنکی که از شیشه اتومبیل به درون می وزید ، بشارت میدادکه عمر گرما به آخر رسیده وباید در انتظار پاییزي دل انگیز بود . در آن میان راننده خطاب به شخصی که در کنارش قرار داشت با لحن آرامی گفت : امیدوارم هر چه زودتر بر سر عقل بیایی واز رفتار نادرستت دست برداري . به دنبال مکثی کوتاه ، با نظري گذرا به سوي او ادامه داد : خودت خوب میدونی که من جز صلاح تو چیزي نمیخواهم اما دیگه از دست بچه بازیهایت خسته شده ام . هر چه سعی کردم ترا با زبان خوش رام کنم نشد ، بناچار تصمیم گرفتم ترا به مکانی ببرم که با آدمهاي شبیه به خودت دمخور باشی ، شاید زندگی با آنها تورا بر سر عقل بیاورد و روحیه ات را تغییر دهد ، در هر صورت اینرا بدان که در خانه من همیشه بروي تو باز است به شرط آنکه دختر خوبی باشی و اوامر مرا اطاعت کنی .

 

دانلود رمان فقط به خاطر پدر (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: parya a

خلاصه :

در مورد دختریه و میفهمه مادری که هفده سال فکر میکرده مرده، زندس و دور از اونا زندگی میکنه و در مورد خانواده ی مادرش کنجکاو میشه و به دنبال اونا میره ولی در این راه مشکلات زیادی رو برای خودت و پدرش به وجود میاره.
از اون طرف در مورد مردیه که در گذشته اشتباهات زیادی انجام داده.در مورد یه پدره.

مقدمه:

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم، در آینه چشمان مردانه‏ات، کودکی‏هایم را بدرقه کرد، تا امروز به معنای تو برسم.
می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، غصه‏ هایی را خوردی که مال تو نبودند!
ببخش اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار، مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛ اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو، *** بر بلندای پیشانی‏ات بزنم. سایه ‏ات کم مباد ای پدرم!
امیدوارم مورد توجهتون واقع بشه و خوشتون بیاد.این کارم مثل هر کار دیگه ای ایرادات و اشکالاتی داره که خوشحال میشم بهم تذکر بدین.این داستان از زبان سوم شخصه.

دانلود رمان زخمی به یادگار (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: مهدیه mhk

خلاصه:

زندگی یک دختر رو نشون میده ،یک دختر ۱۷ ساله رو ،یک دختر که تنها دل خوشیش مادرشه و اونم روزگار ناجوانمرد ازش میگیره
اما بعد مرگ مادر و خوندن وصیت نامه حقایقی اشکار میشه که دنبال کردنش خالی از لطف نیست

تقدیم به تمام آنانی که هنوز هم

تکه ای از آسمان در چشمانشان

وتجسمی زیبا از خاطره ایثار

جرعه ای از دریا در دستانشان
گل های سرخ در معبد ارغوانی

دل هایشان به یادگار مانده است .

قسمتی از متن :

کمی مکث کرد وپاکتی طرفم دراز کرد و گفت اینو مادرت سفارش کرد بعد مرگش بهت بدم ….خدای من چی بود اززش گرفتم بعدم گفت تا چند روز دیگه اسناد سهام و حساب بانکی رو درست میکنه که به نامم بشه و رفت …
پاکت رو باز کردم . شروع کردم به خوندن هرچی بیشتر جلو میرفتم حالم بدتر میشد پاهام قدرت نداشت و نشستم برگه از دستم سرخورد وافتاد ….

دانلود رمان طلسم شده (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: روشنک قاسمی ( گندم )

خلاصه :

داستان درمورد دختر بی خانمانی به اسم نگینه که به خاطر مشکلاتش مجبوره توی پارک زندگی کنه . و تو همین پارک با زنی به اسم تارا آشنا میشه و دعوتش رو برای همخونه شدن با اون میپذیره اما نمیدونه که این همخونه شدن و شنیدن داستان عجیب این زن زندگیش رو به کل تغییر میده

قسمتی از متن :

خوب بود که پارکها آب سرد کن داشتند،یک دور پارک را بیهوده قدم زدم دردبیرستان روبروی پارک بازشدو دخترهای هم سن و سالم از آن بیرون آمدند،بیشتر دخترها داخل پارک می شدند حالا یا مسیرشان ازپارک بودیا بخاطر جوانکهای الافی بود که درپارک میچرخیدند،در حالی که قهقه میزدند و خاطره روزشان رابرای دوستشان تعریف میکردندازکنارم می گذشتند،با دیدن سرمستی شان غم دنیا بر دلم ریخت از مقایسه حال خودم با آنها قلبم فشرده می شد آنموقع تمام فکرو ذکرشان این بود که (اگه برم خونه مامان عصرونه درست نکرده باشه چی؟ )…

دانلود رمان انتقام (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: Ava20

 

خلاصه :

رمان در مورد پسریه که زندگى کاملا عادى و دور از دغدغه داشت اما با وارد شدن یه دختر به زندگیش طى یکسال همه چیز بهم میخوره برادرشو از دست میده و مادرشم به دلایلى در آستانه مرگه کم کم مغزش به فکر میفته به فکر اینکه اون دختر چرا قصدا زندگیشونو بهم زد تو این راه شاهد اتفاقاتى میشه که اونو تا مرز سکته میبره و …

مقدمه :

صداى باد
صداى من
صداى تو

در دنیایى که سکوت میشکند
در شبهایى که باد دیگر جان ندارد
چرا باید زندگى کرد

میخواهم شاد نباشم …
میخواهم از من بترسند …
از منى که حتى گرگها هم در برابرم سکوت خواهند کرد …
آرى من دخترى هستم از جنس آتش …
از ممنوعه هایت گذشتم و به ممنوعه هایم دامن زدم …
خواهم گفت من هم همانند تو آتش شدم …
براى سوزاندنت خواهم آمد …
و براى کشتنت نفس خواهم کشید …
از من بترس …
زیرا من هستم مردى که از تو سوزاندن آموختم نه سوخته شدن …

دانلود رمان کمپ تابستانی (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: ANDREA

خلاصه داستان :

سه دختر که یه تابستون متفاوت رو آرزو می کنند
و حس ماجراجوییشون اون ها رو به یه کمپ عجیب ولی زیبا می کشونه.
بدون اینکه بفهمن با رفتن به اونجا سند مرگ خودشون رو امضا می کنند.
بدون هیچ اطلاع قبلی راجب اینکه اون کمپ تابستانی قراره براشون به کمپ مرگ تبدیل شه.

مقدمه:

در آغوش طبیعت نشسته بودم . . .
غروب زیبایی بود . . .
من آناریا نظارگره طبیعت بودم.
بی آنکه بفهمم شب از راه رسید . . .هوا رو به تاریکی رفت . . .
طبیعت دیگر زیبایی خود را از دست داده بود. . .ترسناک شده بود . . .
درختان گویی به مبارزه با من برخاسته بودند . . .
صداهایی همچون زمزمه می آمد . . .
صدایی از درونم به گوش رسید . . .
آناریا مرگ به تو نزدیکه . . .
تنها کاری که تونستم کنم. . . فریاد زدم: سامر،لاریسا فرار کنــین
ناگهان ضربه ای از پشت به سرم وارد شد . . .
و همچون رقاص باله ای به زمین فرود آمدم

دانلود رمان محله ممنوعه (موبایل و PDF)

145297207082

 نویسنده : Blod

 حجم کتاب : (۱,۳ پی دی اف) – ۰,۳ (پرنیان) – ۰,۹ (کتابچه) – ۰,۳ (ePub) – اندروید ۰,۹ (APK)

 تعداد صفحات : ۲۶۹

 خلاصه داستان :

داستان در مورد پسری به اسم حسامه. این آقا یه روز با رفیقش سیاوش میره یه مهمونی. اونجا دختری رو میبینه و ناخواسته دل میبنده. بدون این كه بدونه اون دختر چیه و كیه. بعد از اون مهمونی اتفاق هایی برای حسام میوفته كه خیلی هم خوشایند نیستن و حسام بارها و بارها راهی بیمارستان میشه. با حقیقت هایی رو به رو میشه كه براش غیر قابل باورن اما راحت اونا رو میپذیره. حقیقت هایی كه باعث میشه حسام بفهمه نصف بیشتر وجودش انسان نیست. با كمك دوستاش میخواد بفهمه كه چیه. در این بین سحر و دوستانش هم به كمك حسام میان.

 

Scroll To Top