رمان دانلود | بروز ترین مرجع دانلود رمان

دانلود رمان مجنون اجباری (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:فاطمه زایری

درخواستی کاربران

خلاصه:

یه دختر امااینبار باجنسی مخالف ازجنس بقیه دخترا..یه دخترکه زندگیش بخاطر انتقام بی رحمانه مردی دستخوش تغییرات ویران کننده ای شده وخودش هم تواین فراز ونشیب ها تغییرکرده دیگه اون معصومیت وپاکی وخوبی گذشتشو نداره …الان یه ملکه ست…ملکه عذاب که مردی اعتقاد داره اون ملکه عذاب نیست …ملکه ….
باید دیداین مرد میتونه ملکه بدذات قصه مارو با جادوی عشق دوباره به معصومیت گذشته برگردونه یانه..

دانلود رمان دنیا پس از دنیا (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:moon shine

درخواستی کاربران

خلاصه:

با مرگ ناگهانی دنیا زندگی ۴ نفر تحت تاثیر قرار میگیره.. اول مریم دوست صمیمی دنیا دوم محمد عشقش و سوم خواستگارش جاوید و نفر آخر داریوش برادرش.. داریوش که مقصر اصلی مرگ خواهرش را محمد میداند با همدستیه جاوید ، مریم خواهر محمد را می دزدند تا تقاص مرگ خواهرش را از او بگیرد.. قربانی اصلی مریم است که باید تمام مشقات و خودخواهی ها و نفرت های داریوش را به تنهایی تحمل کند.. شرط زنده ماندن محمد ، اقامت همیشگیه مریم پیش داریوش است بدون اینکه خبر زنده بودنش را به گوش برادرش برساند.. ماه ها می گذرد تا اینکه

دانلود رمان نهال عشق من (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:غزل امیری

درخواستی کاربران

سلام

ببخشید که یه مدت نبودم

درگیر خرخونی بودم Grin

انشالله از امروز با قدرت ادامه میدیم

خلاصه:

داستان درباره ی دختری به اسم نهاله که در گذشته ضربه سخت روحی خورده.اما امروز عاشق شده…عاشق پسری که از نظر نهال بهترینه اما …..

دانلود رمان کیمیای عشق (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:چیکسای

درخواستی کاربران

من فکر میکنم
هرگز نبوده قلب من
اینگونه گرم و سرخ
احساس میکنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه ی خورشید
در دلم
میجوشد از یقین
احساس می کنم
در هر گوشه ای از این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان میروید از زمین.

خلاصه:

ماهرخ دختر یک مرد معتاد است که به علت بدهی پدرش مجبور به ازدواج با یک مرد قاچاقچی میشود.
حوادت روزگار او را در مسیر یک سرگرد بیمار قرار میدهد…….پایان خوش

این کتاب پر است از احساسات لطیف زنانه، محبت، دوست داشتن، از خود گذشتگی
در این کتاب شاهد لج و لجبازی احساسات و رنجهای مردم دردکشیده سرزمینم هستیم.
……………………………………..
دوستان عزیز ! 

این کتاب در عین رمان بودن، نوشته ای است که سیر تکاملی روحی، فکری و معنوی یک انسان را نشان میدهد.
سیر تکاملی که برای رسیدن به آخرین منزل از گردنه های حیران زندگی باید گذشت.

دانلود رمان عسل تلخ (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:ف.دقیقی

جلد دوم رمان کی فکرش رو می کرد
درخواستی کاربران
خلاصه :

شرح حال زنی است که پس از ازدواجی ناموفق براثر سهلانگاری به زندان میافتد و از تنها فرزند خود دور میماند. او وقتی از زندان آزاد میشود به سراغ فرزندش میرود، اما درمییابد که همسرش او را به خانواده ای فروخته است. زن پس از تلاش فراوان، فرزندش را…..

دانلود رمان جن گیری شیدا (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:soroush-007

درخواستی کاربران

این رمان جلد دوم رمان اتاق کاهگلی می باشد.

دانلود جلد اول 

اتاق کاهگلی پر از فضای ترس و دلهره بود . پر از راز و رمز . پر از حوادث ناگوار . تعلیق های شوک دهنده و سردرگم . اول تصمیم داشتم که همون جلد رو تموم کنم ، ولی ایده ی دیگه ای به ذهنم رسید که گفتم بهتره ربطش بدم به این اتاق . این طور هیچ کدوم بی سر و ته نمی موند . نه اتاق کاهگلی ، نه جنگیری شیدا .
بریم سراغ این رمان . این یه داستان متفاوته . این طور فکر نکنید که اتاق کاهگلی مبهم می مونه . در ابتدا از اتاق شروع می شه و … . نمی گم دیگه ، تا خودتون بخونید .
این داستان هم یه داستان دلهره آور و وحشتناکه . یه ترس سیاه . کابوس مبهم . اما پیچیده تر و سنگین تر . ولی در بعضی از قسمت هاش ، یه بحث های فلسفی پیش میاد . سوالاتی که هنوزم که هنوزه بی جواب مونده و توی این داستان پرسیده می شه .
پس علاوه بر ژانر ترسناک و درام و جنایی ، فلسفی هم بهش اضافه می شه .

توی این داستان با شخصیت های جدیدی رو به رو می شوید . هرکدوم برای خودشون داستان هایی دارند که دیگه توی رمان می خونید و متوجه می شید.
زبان بر خلاف اتاق کاهگلی از سوم شخصه و این بار محاوره ای پیش گرفتم .

نکته ی مهم دیگه . این بار هم قصد دروغ گویی ندارم . ولی بهتره این طور بگم :
بر اساس رویداد های واقعی . البته کمرنگ تر از اتاق کاهگلی .

پس از حوادث های اتاق کاهگلی ، شیدا به همراه همسرش به شهر خودش ( تهران ) بر می گرده تا زندگی جدیدش رو شروع کنه . شیدا فکر می کرد با کاری که در اتاق انجام داد ، نفرین از بین رفته ، اما برخلافش ، یک رویداد وحشتناک تر ، سیاه تر و در یک کلام بد تر در انتظارشه … .

اخطار : داستان پر از صحنه های ترسناک و دلهره آوره . اگه می ترسید نخونید .

دانلود رمان اگه بدونی (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته: niloo j0on

درخواستی کاربران

خلاصه :

درباره ی یه دختر که از یه خانواده متوسطه … دختری که بخاطر زندگی پدرش زندگی خودشو تباه میکنه!!…. پدر سوگند قصه ما که یه راننده تاکسی سادست به جرم قتل محکوم به اعدام میشه در این بین پسر مقتول شرطی میذاره که این خانواده به کلی متعجب میشن!! ….پایان خوش

 

قسمتی از داستان:

اورم نميشه!! چرا اينجوري شد؟؟ چرا يدفعه همه چي بهم ريخت؟؟؟ چرا انقدر زود همه چي خراب شد؟؟
باور کردن اين که الان پدرم محکوم به اعدامه برام خيلي سخته!!….. اونم به جرم قتل!! پدر من ازارش به يه مورچه هم نميرسيد چه برسه به يه ادم!! ….

هنوزم نميدونم رابطه ي پدر من که يه راننده تاکسي ساده بود با شاهين جهانبخش ، يه ادمه تيلياردر چي ميتونست باشه؟؟ …….
توي تمام اين مدت منو مادرم به هر دري زديم که سر و ته اين قضيه رو بفهميم ، نتيجه اي نگرفتيم…….
ديگه واقعا نميدونستم بايد چي کار کنم!؟
من مادرم تنها و بيکس توي اين شهر بزرگ……. انقدر بيکس بوديم که حتي يه فاميلم براي اينجور وقتا نداشتيم …..

با اين که کوه درد بودم ولي براي دلگرمي مامانمم که شده بود خودمو کنترل ميکردم ….. بغضي که تمام روز توي گلوم جمع ميشه ..

.شبا توي تختخوابم ميشکنه و راه تنفسمو باز ميکنه …… ديگه هيچ راهي نمونده که نرفته باشيم جز يه راه …….

دانلود رمان من دختر نیستم (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:پگاه بختیاری

درخواستی کاربران

خلاصه:

جوانی به نام شاهین پسر عمویی به نام منصور دارد که دوست صمیمی اوست. زمانی که منصور از غیبت او نگران میشه، در جستجوی نشانهای از او، اتاق شاهین را وارسی میکنه و با دفتر خاطرات او روبرو میشه. شاهین در این دفتر تعریف میکند که چگونه زمانی که او به دنیا آمده، مادرش دختر بودن او را از همه پنهان کرده و به همه گفته که او پسر است..

دانلود رمان غم و عشق (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته:ستاره صولتی

درخواستی کاربران

خلاصه :

رادا دختری از دیار درد وغم ، فرزندی نا خواسته… دختری که در اوج کودکی طعم تنهایی ودرد رو می چشه وبا پدر بزرگ ونا مادری پدرش زندگی میکنه …
رادا فاقد هر نوع احساس ودوست داشتنه دختری سرد وبی تفاوت دختری با حسرت کودکی … با ازدواج سارا خواهر رادا با پسری به نام بنیامین شایسته ، پای رادا نا خواسته به خانواده ی شایسته باز میشه واونجا طعم محبت و دوست داشته شدن رو می چشه ، با اومدن آوید شایسته پسر از فرنگ برگشته ی خاندان شایسته با همه ی شایعه ها ونقطه های مبهم در زندگیش همه ی معادلات رادا برای اینده اش یک باره از هم میپاشه و ..

قسمتی از رمان:
مامان…مامان ،اون عروسک رو میخوام.
-کدوم عزیزم…
-اونی که پیراهن صورتی تنشه که چشاش سبزه..
-اهان..وای ببین چه عروسک قشنگیه دستت روبده به من بریم تو مغازه.
مادر دست دخترش روگرفت وبا شوخی وخنده به داخل مغازه رفتن ناخوداگاه اهی کشیدم وسرم روپایین انداختم،هیچوقت یه عروسک فانتزی نداشتم توی عالم بچگی دار وندارم گلی بود که مادرجون برام بافته بود،خیلی دوستش داشتم بیشتر از همه ی کسایی که داشتم. توی این هفده سال زندگی فقط اون شاهد اشکام ودردودلام بود اون محرم رازم وتکیه گاهم بود…
باکشیده شدن مانتوم به عقب برگشتم دختری با دست کثیف وموهایی ژولیده ولباس های پاره جلوم ایستاده بود وقران کوچکی دردست داشت ومیگفت:
-خانم توروخدا،یه قران بخر خواهش میکنم…

دانلود رمان شاه شطرنج (موبایل و PDF)

14529707084

نوشته : P*E*G*A*H

درخواستی کاربران

خلاصه داستان :

گیرم که باخته ام !!!
اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحه بازی بیرونم بیندازد .
شوخی که نیست , من شاه شطرنجم !!!
تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم .
آرزو طلب نمیکنم، آرزو میسازم .
لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر میکنی ،
من همانی ام که حتی فکرش را هم نمی توانی بکنی .
زانو نمی زنم، حتی اگر سقف آسمان ، کوتاهتر از قد من باشد !
زانو نمی زنم، حتی اگر تمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند !
” مـــن زانــــو نمــی زنــــم. . . “….

 

قسمتی از رمان :

به صفحه شطرنج مقابلم خیره می شوم….سیاه اینور…سفید آنور…انگشتم را روی سر وزیر می گذارم و لمسش می کنم…

-شطرنج یه بازیه دو نفره ست که هر بازیکن یه گروه مهره به رنگ سفید یا سیاه داره…

سربازها را می چینم…

-در ابتدا که مهره ها چیده شدن…بازیکن سفید حرکت اول را انجام می ده و بعد بازیکن سیاه…و به این ترتیب بازی رو ادامه می دن…

رخ ها را در ستون a و h قرار می دهم…

-هر گروه ۱۶ تا مهره داره…۸ تا سرباز،۲ تا رخ،۲ تا اسب،۲ تا فیل،یه وزیر و…یک شاه…!

وزیر را هم سرجایش گذاشتم…

-به مهره های سرباز،اسب و فیل مهره های سبک یا کم ارزش و به مهره های شاه، وزیر و رخ مهره های سنگین یا با ارزش می گن…

شاه را برمی دارم و مقابل چشمانم می چرخانم…

-کیش…وقتیه که مهره حریف با قرار گرفتن در راستای شاه تو،اونو تهدید می کنه…

چشمکی به شاه سفید می زنم…

مات…وقتیه که شاه کیش می شه و راه فرار نداره…!

شاه سفید را روی صفحه می گذارم…بادگیرم را روی مانتو می پوشم و کلاهش را روی سرم می کشم….کولی ام را روی دوش می اندازم و از خانه بیرون می روم…

Scroll To Top